آهای ای مردمِ دردمند!
ای انسانهای رنج غربت به جان خریده
و از مسلخ آخوندها، جانِ سالم به در برده
در این سالهای تبعید و دوری و هجرت
به سر کرده اید آیا روزی را به شب
که خبرهای رسیده از میهن
خالی و عاری از گستاخیِ داغ و شلاق و درفش
بر جان و تن مردم آن سرزمین باشد؟!
به شب رسیده روزی آیا
که خبری از اختلاس های میلیاردی
و غارتهای بی پروا
از جیب محرومترین مردمانِ آن خاکِ نفرین شده،
از نکبتِ آخوندها، منتشر نشده باشد؟!
بوده آیا روزی که زنی، از سر ناداری
به یغمای غارتگران، نرفته و دختری پرپر نشده باشد؟!
به یاد دارید که کودکِ کار،
راحت و آسوده زیر سقف گرمِ خانه
مشقهایش را نوشته باشد؟
باور کرده اید آیا که کسی را به جرم ایمان و عقیده
راهی سیاه چالهای تنگ و نمور
به ضیافت شکنجه و تجاوز نبرده باشند؟!
یکروزِ شما و فقط یکروزِ شما بی دغدغه و آسوده
از نبود خبر اعدام بر سایتی، وبلاگی، رسانه ای
به شب رسیده است؟!
پاسخ اگر منفی است
پس چگونه می توان نشست آسوده و تماشا کرد؟!
روباهِ بنفش،
دست پروردۀ بیش از سه دهه حکومت جهل وجنون
برای تثبیتِ خفقان و سرکوب و غارتگری
و اعدام
دارد می آید، دارد می آید
رئیس جمهوری با بیش از دوهزار اعدام
تصورش را بکنید
بیش از دوهزار انسان مثل من و شما
هر یک با ایمان و عقیده ای
هر یک با خانواده و دوستانی
پدر و مادری یا فرزند و همسری.
آهای........مردم!
بیائید تا با هم، همراه و همدل
بغض های فروخفته را فریاد کنیم
و بر سر نمایندۀ تمامی ظلمها و ستمها
و سرکوبها و اعدام ها
فریادی به رسای رعد بکشیم
این شیّادِ جانی نباید و نباید و نباید
سرزمینِ هوگو و ژان پل سارتر و ژاندارک را
به لوث قدمهای سراسر ننگ و جنایت خویش
بیالاید
این روباه مکار نباید از تجارت نفت و خون
سود و منفعت و نصیبی ببرد
به پا خیزید تا دِین خود را نسبت به مردمی
که علاوه بر آب و نان
از نعمت هوای تازه نیز، از نکبت اینها محروم گشته اند
ادا کنیم
به پا خیزید
تا از حنجره های زخمی مادران داغدار
و گلوی پدران رنجدیده و جوان از دست داده
برای کودکان کار و زنانی که برای لقمه نانی
شرف می فروشند
فریاد کنیم
آهای ای مردم!
میدان «تروکادرو» ما را فرا می خواند
تا با خروش خویش:
نه به فقر
نه به استثمار کودکان
نه به تاراج رفتن دختران و زنان
نه به سرکوب و اختناق
نه به زندان و شکنجه
نه به اعدام
را فریاد کنیم
به پا خیزید.
No comments:
Post a Comment